04/19/2014 - شنبه 30 فروردين 1393  |   | ورود به سایت
:: موقعیت شما: محلات و نواحی < محلات < محله ونک
خصوصیات منحصر به فرد این محله


محله ونک از محلات مهم منطقه محسوب می شود که دارای قدمت تاریخی قابل توجهی است. مستوفی الممالک از مالکان اصلی این محدوده بوده است و نقش مهمی در شکل گیری بناهای تاریخی و اجتماعی آن دارد. اما در این محله فرایند توسعه یافتگی به دلیل اتخاذ سیاست ها و برنامه های خاص روند طبیعی خود را طی ننموده است. این محله به دلیل اینکه پیش از انقلاب محدوده خارج از شهر در نظر گرفته شد اجازه ساخت و ساز نیافت و این برنامه مانع از آن شد که توسعه و نوسازی در آ رخ دهد. تنها بخشی از محله که در این محدوده قرار نگرفت توسعه یافت و چهره امروزی آن نیز تغییر یافته و فرایند نوسازی در آن رخ داده است. به هر حال از زمانی که این محدوده توسط دولت خارج از محدوده شناخته شد هر گونه عملیات عمرانی در آن متوقف شد و لطمه زیادی به آن وارد شد (مصاحبه با ونکی، 1388).

ونک

دهکده ونک در شمال طهران و جنوب غربی تجریش دهکده ای بسیار قدیمی است.

سمعانی در کتاب الانساب در نسبت ونکی چنین می نویسد:ونک بفتح واوونون در آخر آن کاف قریه ای از قرای ری است که من در سفر به سمت قصران خارج از آنجا گذشتم. سمعانی چنانکه از ورق 316 ب از کتاب او برمی آید ، در سال 537 ه.ق. در ری بوده و ظاهراً در همین تاریخ هم از ونک گذشته است.سمعانی یکی از سادات حسینی را به نام سید ابوالفتح نصر بن مهدی که نسب او در سیزده پشت به امام شهید حسین بن علی علیه السلام می پیوندد، منتسب به ونک می داند. این سید ابوالفتح از علما و فضلای زیدی مذهب بوده و در شعبان 478 فوت شده است(ستوده، 1371: 830).

ذکر ونک مدتها پیش از این نیز در کتب دیده می شود؛ چنانکه در کتاب منتقله الطالبیه تألیف ابواسماعیل ابراهیم بن عبداله از رجال ایام غیبت صغری (260-329) بوده،( این کتاب تألیف ابواسماعیل ابراهیم بن ناصر بن ابراهیم بن عبداله حسن بن ابوالحسین علی شهاب بن ابوالحسن محمد طباطبایی است و سنوات زیر در آن آمده است: 448 ص 25، 463 ص 84، 661 ص 93، 405 ص 99، 102، 463 ص 124، پس مولف نمی تواند از رجال غیبت صغری باشد.)

در شرح احوال مهاجرین سادات نام ونک آمده یاقوت نیز نام ونک را بدون هیچ شرح و بسطی ضبط کرده است(ستوده، 1371: 830).

ونک در سال 1325 شمسی

ونک در دامنه جنوبی اوین و مغرب جاده پهلوی به شمیران و مشرق خوردیم و شمال تپه های امیرآباد است، و از طهران شش کیلومتر فاصله دارد. ونک در دوران ناصری جزء املاک خالصه بود.

مرحوم میرزا یوسف خان صدراعظم مستوفی الممالک اراضی آن را از ناصرالدین شاه خرید و دست به کار کندن چندین رشته قنات شد و صورت آبادی بدان داد. پس از آباد شدن چند نفری از اطراف بدانجا روی آورند. قبل از اینکه صدراعظم این اراضی را بخرد، قلعه ای قدیمی داشت که ده خانوار در آن ساکن بودند و کوچه قلعه که امروز نام یکی از کوچه های دهکده ونک است یادآور این قلعه قدیمی است. از کوچه های قدیمی دیگر کوچه "سرلو" است که در این کوچه زاغه گوسفندان بوده است(ستوده، 1371: 832).

در فرهنگ جغرافیایی آمده است:

ونک در چهار کیلومتری غربی امامزاده صالح(ظاهراً جنوب غربی است) با 806 تن سکنه. این ده در دامنه های تپه و آبش از پنج رشته قنات است و در بهار از آب بهاره رودخانه درکه حقابه دارد. محصولش غلات و گردو و انار و دیگر میوه هاست. توت ونک بخوبی مشهور است. در حدود پانزده باب دکان دارد و راهش به تهران ماشین رو است. در تابستان در حدود یکصد خانوار از مردم تهران به این دهکده می آیند(ستوده، 1371: 836).

حدود و مشخصات ونک:

ونک در جنوب اوین و در مشرق مسیل رودخانه درکه واقع است و از شمال به اوین و از جنوب به یوسف آباد و از مشرق به خیابان پهلوی که جاده جدید شمیران است و از مغرب به کوی مکانیر و خواردین محدود می شود(ستوده، 1371: 832). جمعیت ده 1055 تن مرد و 970 نفر زن است. در این دهکده کارخانه شماره 5 کاوه ونک متعلق به ارتش به کار است(ستوده، 1371: 836).
 

جمعیت ونک:

در فرهنگ جغرافیایی ایران آمده است:

اراضی دهکده ونک از محدوده شهر طهران بیرون است ولی زمینهای قابل توجه آن در داخل محدوده شهر قرار دارد. ونک آبادی بزرگ و قدیمی و جزء شمیران است. این آبادی در چهار کیلومتری جنوب غربی تجریش و در فرهنگ جغرافیایی جمعیت آن 806 تن یاد شده و در فرهنگ آبادیهای کشور 2207 تن در 427 خانوار ذکر شده است. دو دبستان و دبیرستان و درمانگاه و انجمن ده و شرکت تعاونی و صندوق پست و دفتر پست دارد. از پنج رشته قنات مشروب می شود و در فصل بهار از رودخانه اوین و درکه حقا به دارد. اهالی چهارصد گوسفند نگهداری می کنند. حدود پنج هکتار گندم کاری آبی و چهار هکتار دیم و چهل هکتار باغ و قلمستان دارد. از این دهکده گندم و جو و کمی بنشن و توت و گردو و انار و گیلاس و میوه های دیگر بدست می آید. توت ونک به خوبی معروف است: دکانها و مغازه های مختلف دارد(فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1، 235؛ فرهنگ آبادیهای کشور ج 13، 18؛ کتاب اسامی دهات کشور ج 1، 259؛ فرهنگ آبادیهای ایران، 489).

طوایف قدیم در ونک:

روی هم رفته هشتاد خانوار در ونک زندگی می کنند و در تابستان در حدود صد و شصت خانوار تابستان نشیمن دارد. از طوایف قدیمی ونک طایفه بختیاری است که در کوچه قلعه می نشینند. چند خانواری از سادات شکر آب آهار در زمان میرزا یوسف خان صدراعظم بدینجا آمده اند. چند خانوار هم از تهران و سایر نقاط در این ده جمع شده اند. از اهالی تهران هم عده ای در اینجا باغ و منزل تهیه کرده اند. فعلاً هم گشتاسب فیروزگر دو دانگ از ونک را خریده و جزء مالکان مهم اینجاست. از اشخاص سرشناس ونک، سید صالح شکر آبی و آقا سید حسن زاهدی را می توان نام برد.

 

شغل اهالی ونک:

شغل اصلی اهالی کشاورزی و باغبانی است و چهل نفر از مردم ده در کارخانه شماره پنج که سابقاً ماسک می ساخته است، کار می  کنند.

زمین چال ویزار 2- زمین در عمارت 3- زمین بلنده 4- زمینهای باغ نایبی 5- زمین سرخه حصار در جنوب شرقی دهکده که در آن آثاری از قلعه خرابه قدیمی است 6- زمینهای گل چال در شمال شرقی آبادی بالای قلعه ارمنی 7- زمینهای پی راه سر راه ونک به امیرآباد 8- زمینهای آب دره در جنوب آبادی ونک.

 

مالکان عمده ونک:

ورثه مرحوم مستوفی الممالک میرزا یوسف خان. پس از مستوفی زمینهای ونک و قلعه ارمنی به بیست و نه سهم پسری و دختری میان ورثه تقسیم شد و فروش این زمینها به دیگران تا این تاریخ (1325 ه. ش) با سهام تقسیم شده بوده است.

سهم مالک و رعیت از محصولات صیفی و شتوی بطور کلی سه کوت است یعنی دو سهم رعیت و یک سهم ارباب می برد. از میوه و سردرختی و درختان هیزمی نصف ارباب و نصف رعیت. از درختان باغ، اربابت بابت حق زمین و حق آب پولی به نام "سناق" می گیرد. در قلعه ارمنی هم از محصولات صیفی و شتوی و گندم و جو و علف سه کوت است یعنی دو سهم رعیت و یک سهم ارباب و اشجار باغ و صحرا هم نصفه است(ستوده، 1371: 833).

 

حدود املاک ونک سابقاً به قرار زیر بوده است:

حد شمالی به املاک اوین، حد جنوبی پشت آسیای امیرآباد و آسیای یوسف آباد، حد شرقی به جاده ای که از عباس آباد به باغ فردوس می رفته، حد غربی به دره غربی خوردیم معروف به دره نیزار. حد غربی فعلاً (سال 1325 ه. ش) تغییر کرده و به دامنه تپه های غربی رودخانه ونک ختم می گردد. علت تغییر این سامان از این جهت بود که خالصی زاده را مامور تعیین حدود املاک خالصه کردند و با تشخیص او حد غربی تغییر کرد.

سراسر املاک محدوده ونک اربابی است. راههایی که از ونک مستوفی به سایر نقاط می رود بدین شرح است:

-1 اه ونک ارمنی 2- راه فره زاد 3- راه اوین و درکه 4- راه قلهک 5- راه محمودیه و تجریش 6- راه تهران 7- راه امیر آباد(ستوده، 1371: 832).

محصولات کشاورزی در ونک:

گندم و جو اربابی و رعیتی مجموعاً چهارصد خروار. سر درختیهای این دهکده: گردو، سیب، گلابی، هلو و از همه مهمتر توت است. درختان هیزمی آن: نارون، اشنک، بید، چنار و تبریزی است.

از انواع صیفی: هندوانه، خیار، بادمجان، کدو، گوجه فرنگی، سیب زمینی و مقدار کمی سبزی در اینجا به عمل می آید. از حبوبات نیز ماش و عدس و نخود و لوبیا کشت می شود و از علفهای صحرا، اسپرس، یونجه و شبدر و تلی که علفی است مخصوص گاو کاشته می شود. از علفهای وحشی باغ و صحرا انواع سبزی صحرایی به اضافه ترشاله، بادمک و گندمک در اینجا می روید، تا چندی پیش سه چهار عدد کندو در ده بود که فعلاً (1325 ه. ش) از آنها اثری نیست.گوسفند و بز این دهکده مجموعاً دویست و پنجاه راس و گاو صد راس (ستوده، 1371: 835).

ونک ارامنه و ونک مستوفی

آقای عبدالرحمن عمادی یادداشت زیر را درباره ونک نوشته اند:
ونک از سده های پیش تا سی چهل سال نزدیک به زمان ما دو پاره بوده، یک پاره ونک ارامنه نامیده می شد که بخش شرقی ونک را در بر می گرفت و قلعه ارامنه در مرکز آن بود که پیرامونش کشت می شد و باغستان داشت. هنوز هم قلعه ارامنه و گورستان ارمنیان در همین بخش برجاست و گورستان کهنه ارامنیان اکنون به باشگاه آرارات پیوسته و متصل به بر جنوب آن است(ستوده،1371:838).

پاره دیگر ونک "ونک مستوفی" نامیده می شد که بخش غربی ونک را در بر می گرفت که ده کنونی ونک و اراضی کشت و باغهای آن بازمانده آن است.از دوران قاجاریه که مستوفی مالک عمده ونک شده دامنه نفوذ خود را به ونک ارامنه نیز کشاند، چون ونک ارامنه از قدیم رشته قناتی پر آب با آب پاک و گوارا داشت که باغهای فراوان و اراضی کشت آنجا را آبیاری می کرد، از این رو حقوق عرفی کشاورزان و باغداران ونک در هر دو بخش ونک خصوصاً ونک ارامنه عینیت و واقعیتی خاص یافته بود. این حقوق که عبارت بود از حق اعیانی و کشاورزی و حق ریشه و نشاندن درخت بر مالکیت می چربید. در حدود چهل سال قبل اختلاف کهنه و ریشه دار میان زارعان ونک از ارمنی و مسلمان بروز کرد. پس از کشمکشها منجر به داوری شد که رأی داوری مربوط به این امر در دادگستری و پرونده های ونک موجود و معروف است. بر این پایه مالکان و بسیاری از زارعان مالکیتهای خود را تفکیک و جدا کردند و سپس بر اثر شهرنشینی و گسترش شهر تهران مالکان و زارعان صاحب حق اعیانی و ریشه یا صاحب عرصه و اعیان شدند. پس از ان قسمتهایی از زمینهای خود را فروختند که این خانه سازیها و شهرکهای کنونی با اجازه وزارت کشاورزی و تعاون روستایی ایجادگردید(ستوده،1371:838).

راه ماهور از ونک به زرگنده

دوستعلی خان معیر الممالک درباره این راه می نویسد:

"از ونک از راه ماهور به زرگنده می رود، راهی گردیده تا به زرگنده رسیدیم." (وقایع الزمان صص 76 و 77).

 


ابوالفتح نصر بن مهدی بن نصر بن مهدی ونکی علوی

"سیدی فاضل و از مردم ونک بود. سید مذکور و اهالی ونک به مذهب زیدیه بودند. سید ابوالفتح از ابوالفضل یحیی بن حسین علوی زیدی استماع حدیث کرد و گفته اند قاضی ابو یوسف در بغداد از او حدیث شنید. بنا به سلسله نسبی که سمعانی از ابوالفتح نقل کرده است، نسب وی با سیزده واسطه به امام شهید حسین بن علی علیه السلام می رسد. نسابه علی بن محمد بن نصر بن مهدی ونکی از منسوبان ابوالفتح است." (بلاغی، 1386: 163).

 

 

ناصر الدین شاه در ونک

"روز دوشنبه 11 جمادی الاولی 1298 قمری، ناصرالدین شاه در ونک بوده است."

"روز جمعه 18 رجب 1303 قمری ناصر الدین شاه به ونک رفته است." (ستوده، 1371: 831).

 

اسماعیل خان صولت الدوله و ناصر خان- پسرش- در ونک دستگیر شدند

صولت الدوله در دوره هشتم مجلس خودش از جهرم و پسرش محمدناصر خان از طرف ایل قشقایی نماینده مجلس بودند. پس از فوت میرزا حسن خان مستوفی الممالک در اختیاریه، خود صولت الدوله در مهمانی اختیاریه شرکت داشت. جنازه مستوفی را پس از غسل و کفن به ونک برای دفن آوردند. پس از انجام دفن هنگامی که مشایعین از در باغ مقبره خارج می شدند، صولت الدوله و ناصرخان- پسر بزرگش- که هر دو نماینده مجلس و به اصطلاح مصونیت قانونی داشتند بر خلاف نص صریح اصل دوازده قانون اساسی هر دو نفر دستگیر و در زندان قصر زندانی شدند و دو روز بعد یعنی هشتم شهریور 1311 ه. ش به موجب لایحه ای که علی منصور وزیر کشور وقت به مجلس داد به اتفاق آراء به تصویب رسید از هر دو نفر که در زندان به سر می بردند سلب مصونیت شد(رجال ایران ص 139).(و کردند آنچه نباید بکنند).

میرزا یوسف مستوفی الممالک از صدارت تا مرگ

مخبرالسلطنه هدایت درباره او می نویسد: در سنه 1301 بیست و نهم شهر شعبان در صاحبقرانیه مستوفی الممالک به لقب صدارت مفتخر شد. کار با امین السلطان بود و وزیراعظم خوانده می شد. آقای وزیراعظم راستی به دیدن صدراعظم دروغی رفتند. گفته بود: سالها از صدارت تحاشی کردم، اکنون که چنین کردید مرا حفظ کنید.

وزیراعظم تعهد کردند و تخلف نکردند. دستخطی هم با آب و تاب صادر شد: "که باید به شیوه میرزا تقی خان امیرکبیر و میرزا آقاخان صدراعظم رفتار کنید."

 تقسیم اوقات ترک شد و تأکید اکید که هیچ اداره نباید مستقیماً مطلبی به عرض برساند. همه باید به صداعظم رجوع کنند ... بیست و دو ماه و پنج روز صدارت کرد. پنجشنبه سوم رجب 1303 به رحمت ایزدی پیوست ... به درویشان اخلاص داشت و از ایشان زر خلاص می خواست. در مقبره ای که در ونک ساخته بود و بابا را که مرشدش بودف در آنجا دفن کرده بودند، مدفون شد. خدایش بیامرزاد بندرت قلم روی کاغذ می گذارد و جز سیاق معلوماتی نداشت (گزارش ایران قاجاریه و مشروطیت .111. برای شرح حال جناب آقا میرزا یوسف ابن میرزا حسن مستوفی الممالک نگاه کنید به روزنامه شرف، نمره اول ص 6).

 

خاطره ای از مستوفی الممالک

ایرج افشار درباره مستوفی الممالک می نویسد:

دوست بزرگوار محمد مستوفی الممالک می گفت: زمانی که مالکین عباس آباد علیه مالکین یوسف آباد (یعنی ورثه مستوفی الممالک) اقامه دعوایی در دادگستری کرده بودند ارسلان خلعت بری به من تلفن کرد و گفت معمولاً صاحبان دعوا به دنبال وکیل دادگستری می روند ولی به مناسبتی من که وکیل دادگستریم می خواهم شما را ملاقات کنم و وکالت شما را بگیرم و در دادگستری از دعوایی که علیه شما اقامه شده است، مدافعه کنم.

ملاقات اتفاق افتاد. خلعت بری گفت خیال نکنید من برای حق الوکاله به شما مراجعه کرده ام، خیر! من می خواهم از این پرونده دفاع کنم، زیرا حق الوکاله آن را سالها پیش گرفته ام و برای راحتی خیال شما حاضرم نوشته ای هم بسپارم که تمام حق الوکاله را پیشاپیش گرفته ام.

خلعت بری گفت قضیه از این قرار است که من محصل مدرسه امریکایی بودم و زبان انگلیسی می دانستم. موقعی که چند امریکایی از امریکا آمده بودند که زمین مناسبی برای مدرسه بیابند پس از جستجو قسمتی از اراضی بهجت آباد را پسندیدند و چون خواستند با مباشر مستوفی الممالک وارد مذاکره شوند مرا به مترجمی انتخاب کردند. پس از اینکه همه مطالب قطع و فصل شد چون مستوفی به سفر شکار در کویر رفته بود و در سفیداب چادر زده بود و آنجا مانده بود امریکائیها ناچار شدند با اسب و قاطر به آنجا سفر کنند. من هم بودم و به چادر مستوفی وارد شدیم. مستوفی پس از شنیدن همه حرفها معامله را پذیرفت و دستخطی نوشت به محضرداری که سند معامله را بنویسد و  مباشرش امضاء کند.

امریکائیها چمدان پولی را که با خود آورده بودند (معادل قیمتی که با مباشر تمام کرده بودند) تقدیم کردند. مستوفی از دسته های اسکناس یک دسته را بیرون کشید و به من داد. من نیم پذیرفتم. اما مرحوم صاحب اختیار غفاری که کنار مستوفی نشسته بود با اشاره به من فهماند که بگیر و دست آقا را ببوس. همین کار کردم پس از آن، مستوفی بقیه پولها را همانطور که در چمدان بود به متولیان مدرسه داد و گفت این پول را هم صرف ساختمان مدرسه بکنید. امریکائیها از این عمل مستوفی سخت در عجب ماندند و به انگلیسی از من می پرسیدند چه شده است! به آنها گفتم آقا زمین مدرسه را چون برای تربیت فرزندان ایران است بخشیدند.

شب شده بود و چون را ناامن بود آنجا ماندیم. شب هم در چادر از ما پذیرایی کردند.

وقتی به خانه بازگشتم و قضیه را برای مادرم تعریف کردم گفت خدا خرج سفرت را برای تحصیل رساند. چندی پس از آن با همان پول مرحمتی مستوفی عازم انگلستان شدم و به تحصیل حقوق پرداختم. مبلغی که به من داد دویست تومان بود(مجله آینده. س14، ش1 و 2 فروردین و اردیبهشت 1367).

 

دوستعلی خان معیر الممالک در مقبره مستوفی

دوستعلی خان معیر الممالک سوم رمضان 1329 قمری به دیدن جلال الدوله در ونک رفته و از آنجا به باغ مقبره مستوفی سری زده و درباره مقبره می نویسد:

"گفتیم به باغ مقبره برویم... ورود به مقبره کرده ... قدری به قبرها نگران شده و اشعار اطرافش را خوانده، مدتی هم به صور عرفا که پرده نقاشی است و در آنجا نهاده اند دقت کرده، صورت سید هندی را که میرزا موسی کشیده است، واقع خوب ساخته ... رحلی کنار مرحوم مزار آقا (میرزا یوسف خان مستوفی) بود که مصحفی بر روی آن بود. کلام مجید را برداشته خوب نوشته شده بود. باری پس از خیالات مالیخولیایی زیاد بیرون آمده، شروع به خواندن کتیبه دور حیاط کرده و به باغ آمدم(وقایع الزمان 76.).

 

حاج شیخ اسماعیل امیر معزی در مقبره مستوفی

حجت بلاغی در این باره می نویسد:

"حاج شیخ اسماعیل امیر معزی دزفولی معروف به شیخ المشایخ از علوم عقلی و نقلی با اطلاع بود و در نقاشی و صحافی استاد و در خط نسخ و نستعلیق متبحر بود و اشعار نغز می سرود. مشربش فقر شاه نعمه اللهی بود. در عهد سلطان احمد شاه قاجار رئیس کتابخانه سلطنتی شد. وفاتش در شب چهارشنبه اول محرم

سال 1360 ه. ق. و مدفنش طبق وصیت خود در ونک در مقبره مستوفی الممالک است(ستوده،1371: 843).

بابا قلندر شاه

به گفته میرزا یوسف مستوفی الممالک بابا از مریدان حسین علیشاه اصفهانی است (وقایع الزمان 76) وفاتش در نیمه ماه جمادی الاولی سال 1277 قمری به وقوع پیوست و در باغ قریه ونک از توابع تهران که همانجا لنگر داشته است مدفون شده(ستوده،1371: 853).

میرزا یوسف صدراعظم

وی معروف به مستوفی الممالک و از رجال عهد قاجاریه است و به بابا و سید هندی ارادت داشته و وفاتش در سال 1303 قمری اتفاق افتاده و حسب الوصیه در ونک در جوار بابا مدفون شده است یعنی بفاصله چند قدم. لیکن قبر بابا و قبر سید مدد علیشاه در زیر آسمان مکشوف است و مستوفی الممالک در بقعه مسقف مدفون است(ستوده،1371: 854).

بقعه دارای عمارت و صحن و حوض و دهلیز مرتبی است و سنگابی بزرگ در آن دهلیز منصوب و بر آن مطالبی حجاری شده است(سنگاب نیست بلکه سنگ عسالی است و اعتماد السلطنه میان سنگاب و سنگ عسالخانه فرق نگذاشته است.)

ابوالفتح ونکی و ابوهاشم مجدالدین

گویا مزار قاضی صابر اختصاص به شخص او ندارد بلکه جماعتی از سادات نسابه در همان محل مدفون گردیده اند که یکی از ایشان ابوالفتح ونکی است و محتمل است ابو هاشم مجد الدین سید شریف نسا به ری نیز در آنجا مدفون باشد(ستوده،1371: 859).

 

نسب ابوهاشم مجد الدین

صاحب جنته النعیم وی را سید حسینی معرفی کرده،[1] ولیکن اشتباهی شده و او سید حسنی است نه حسینی و نسبش به حسین اثرم می رسد و در کتاب شیخ منتجب الدین رازی آمده :« سید مجد الدین ابو هاشم بن حمزه بن زید بن مهدی بن حمزه بن محمد بن عبدالله بن علی بن حسن بن حسین اثرم بن امام حسن علیه السلام فاضل و محدث و مورد وثوق است. اثرم بر وزن جعفر یعنی کسی که دندانش از بن شکسته است.»

مرحوم عباس اقبال درباره ونک می نویسد:

ذکر ونک از مدتهای پیش در کتب دیده می شود چنانکه در کتاب منتقله اطالبین تالیف ابو اسماعیل ابراهیم بن عبد الله از رجال ایام غیبت صغری ( 260-329) بوده در شرح احوال مهاجرین سادات، نام ونک آمده(همان منبع،494) است.

سمعانی در کتاب الانساب در نسبت «ونکی»چنین می نیسد:« ونک بفتح و او و نون در آخر آن کاف و آن قریه ای از قرای ری است که من در سفر به سمت قصران خارج(همان قصران بیرونی که شمیران کنونی جزء آن بوده است) از آنجا گذشتم(کتاب الانساب. ورق 586)

سمعانی چنانکه از ورق 316 ب از کتاب او برمی آید در سال 537 ه.ق. در ری بوده و ظاهراً در همین تاریخ ه از ونک گذشته است.  از منتسبین به ونک سمعانی یکی از سادات حسینی را نام می برد به اسم سید ابوالفتح نصر بن مهدی که نسب او در سیزده پشت به امام شهید حسین بن علی بن ابی طالب می پیوندد . این سید زیدی مذب بود و در سال 478 فوت شد.»( مجله یادگار،ش1،ش2،16).

مرحوم میر جلال الدین حسینی ارموی دنباله سخن مرحوم اقبال را درباره ونک چنین گرفته و می نویسد:   

نص عبارت یاقوت در معجم البلدان این است: ونک بفتح اوله و سکون ثانیه و الکاف من قری الری»بدیهی است که «وسکون ثانیه» در این عبارت اشتباه است به دلیلگفتار سمعانی و نص عبارتش این است:

«الونکی بفتح الواو و النون و فی آخرها الکاف. هذه النسبه الی ونک و هی احد قری الری. اجتزت بها فی خروجی الی القصر الخارج منها السید ابو الفتح نصر بن مهدی»( تا آخر گفتار او) (تعلقات نقض.ج2 ، 1128)

کلمه ونک در دو مورد در کتاب نقض به شکار «ونچ» آمده از آنهاست: حاجب زرین کمر و بو سعد حداد و آن خوابجگان که همه را به ونچ بکشتند همه را فضی بودند.»( نقض.117)

مرحوم میر جلال الدین محدث درباره ابن کلمه  می نویسد:

«از ملاحظه قراین محفوفه در کلام بر می آید که محتمل است که اصل «بونچ» بوده باشد که عبارت اخرای کلمه«بونک» باشد و چنانچه گاهی کاف را اکنون نیز می شنویم مخصوصاً در مصطلح اهل عراق و اهل آذربایجان که «کیلو» را گاهی   «چیلو» تعبیر می کنند. پس به گمان قوی مراد همان«ونک» فعلی است که از دهات شمالی طهران می باشد.»( تعلقات نقض.ج1،263و 264)

 


رودخانه ونک

تنها رودخانه این ده، رودخانه اوین و درکه است که از هفت داغانی (= هفتاخانی) یعنی هفت چشمه سرچشمه می گیرد و پس از گذشتن از درکه و اوین، به ونک و امیرآباد و از اینجا از شرق طرشت به جی و بریانک و اراضی جنوبی تهران می رود. از این رودخانه در ونک هر چه خواستند می توانند استفاده کنند و قید و شرطی ندارد(سند شماره یک معاونت اجتماعی)

از اول بهار تا بیست و پنجم جوزا (خرداد) دهکده های سه گانه امین آباد و دولت آباد و نجف آباد از آب رودخانه اوین و درکه خریداری می کنند و این آب را از نهر "جورین" که از بالای قلعه ارمنی می گذرد به آبادیهای نامبرده می برند. اهالی قلعه ارامنی از این آب یک نهر پر حقابه دارند؛ هوای ونک نسبه ییلاقی و خشک است و باد شهریار و باد شمال بر این دهکده می وزد.

قناتهای ونک

1-    قنات خوئیک، آب بهاره ده سنگ و اواخر پاییز یک سنگ.

2-    قنات قلقله، آب بهاره آن پنج سنگ است

3-    قنات مقبره، آب بهاره آن چهار سنگ است.

4-    قنات کوچک، آب بهاره آن سه سنگ است.

5-    قنات چمنی، آب بهاره آن هفت سنگ است.

6-    قنات قاسم خانی، در قلعه ارمنی، آب بهاره آن پنج سنگ است.

      7و 8- دو قنات بایر که فعلاً آبی ندارند.

آب قناتها در بهار در گردش چهارده است یعنی نه روز آن اربابی و پنج روز مختص رعیت است.

قنات قلقله یکشنبه ها اربابی و باقی روزها مختص رعیت است.

قنات کوچک همه روزه مختص زراعت رعیتی است.

قنات چمنی هفته ای دو روز مخصوص باغهای اربابی و کارخانه و پنج روز رعیتی است.

قنات قاسم خانی یکشنبه ها مختص باغهای اربابی و باقی روزهای هفته مختص رعیت است.

در سراسر آبادی ونک سه استخر است. دو استخر در باغ بالا و یک استخر جلو میهمانخانه قلعه ارمنی است(ستوده، 1371: 834).

بناهای مهم ونک:

مقبره مستوفی الممالک که شامل حیاط نسبه بزرگی است و در دو طرف شمال و جنوب آن ساختمان دارد. در ساختمان جنوبی افراد زیر به خاک سپرده شده اند(ستوده، 1371: 835).:

1-               میرزا یوسف خان مستوفی الممالک صدراعظم 2- میرزا حسن خان مستوفی الممالک پسرش(برای اطلاع بیشتر درباره آقا میرزا حسن مستوفی الممالک نگاه کنید به روزنامه شرف و شرافت، نمره چهل و چهار 177 و 178 ) 3- میرزا یوسف خان پسر میرزا حسن خان 4- عزیز سلطان معروف به ملیچک دربار 5- مادر میرزا حسن خان 6- مادر زن میرزا حسن خان.

کسانیکه در خارج بنا به خاک سپرده شده اند:.

2- حاجب الدوله 2- شیخ المشایخ 3- سالار معظم 4- آقا علی خواجه میرزا حسن خان 5- بابا معروف به کرم علیشاه 6- سید هندی معروف به مدد علیشاه.

در سال 1281 ه. ق. ساختمان مقبره به اتمام رسیده است.

 

سایر بناهای ونک:

مسجد دو دستگاه، حمام دو دستگاه، کاروانسرا یک دستگاه، تکیه یک دستگاه، دکان رویهمرفته چهارده در، یخچال یک دستگاه، کارخانه شماره پنج در اراضی ونک بنا شده که در زمان رضا شاه ماسک ضد گاز می ساخته است. فعلاً (1325 ه. ق) انواع کارهای فنی را انجام می دهد و ریاست آن با آقای مهندس محمود اشرفی است.

در طرف غربی رودخانه ونک تپه ایست که سابقاً ( در حدود سال 1225 هجری شمسی) چند عدد پیکان فلزی سر تیر از این تپه پس از حفاری به دست آمد.

مصالح ساختمانهای این آبادی خشت و آجر و گچ و چوب و سنگ نتراشیده و آهک و گل است.

در بعضی از خانه های دهقانی ونک از برق کارخانه شماره پنج برای روشنایی استفاده شده است(ستوده، 1371: 836).

مرقد قاضی صابر

مدفن قاضی صابر در ونک است و دارای بقعه مجللی است. وی در عصر خود نسابه ری بوده است. در کتاب بدایع الموالید، ص 29 می نویسد:ابوالقاسم علی بن محمد بن نصر بن مهدی بن محمد بن علی بن عبدالله بن عیسی بن علی بن حسین بن امام زین العابدین علیه السلام در ده ونک سمت شمال تهران مدفون و صاحب بقعه و معروف به قاضی صابر است که از علماءبوده و در حدود پانصد و بیست و هفت هجری وفات کرده.» (بلاغی، 1386: 163).

ضمناً باید دانست که در زمانهای گذشته در شهرهای مهم، علماء نسابه داشته است که نسبت سادات را آگاه بوده اند و نسبت سادات عصر خود را ضبط می کرده اند و قاضی صابر در عصر خویش نسابه ری بوده است .

مولف کتاب نهایه الاعقاب می نویسد: « من همسایه قاضی صابر بودم و خدمت ایشان می رسیدم و علم انساب را از مشارالیه استفاده می کردم .»

و همو می نویسد: « ابو هاشم مجد الدین نسابه ری به من گفت : من قاضی صابر را در ری دیدار کردم و در مجلس وی حاضر می شدم و وی به منزل من می آمد و درباره علم انساب در ماههای سال پانصد و بیست و شش مذاکره می کردیم.»

نیز همین مولف در احوال اسماعیل بن حسن بن زید بن امام حسن علیه السلام می نویسد که آیا لقب این اسماعیل      «حالب الحجاره» یا «جالب الحجاره» است.

 می نویسد که سید نسابه ونکی(یعنی قاضی صابر) ، جالب را با جیم نقطه دار قراءت می کرد و من از خود او شنیدم که می گفت «و کان اسماعیل یحتمل الاحجار من الجبال و یبنی بها المساجد و القناطر بیده، فقیل له« جالب الحجاره» بالجیم. یعنی چون اسماعیل از کوهها سنگها می کشید و به دست خود مسجدها و پلها می ساخت از این جهت او را «سنگ کش» خواندند(بلاغی، 1386: 163).

قاضی صابر علاوه بر سیادت در ونک معلم و مدرس بوده است . هنگامی که به دستور میرزا یوسف خان صدر اعظم مشعول آباد کردن باغ پایین بودند به مقداری کاشی کتیبه برخوردند که بر آنها ذکری از مدرس و مسجد قاضی صابر بوده است(ستوده،1371: 854).

«در سال 1303 قمری هنگامی که مرحوم میرزا یوسف مستوفی الممالک صدر اعظم ناصر الدین شاه، باغ وقفی بزرگ خود را در ونک آباد می نمود بقعه هشت ضلعی زیبایی هم بر مرقد ابوالقاسم علی بن محمد معروف به قاضی صابر ساخت که سنگ مرمر با خطوط و اشعار شیوا و ضریح چوبی و تزئینات کاشی کاری و حسن سلیقه فراوان در آن بکار برد و اینک بقعه مزبور در ضلع جنوبی باغ وقفی که خود از محلهای با نزهت و دیدنی شمیران است به صورت آّاد و معمور دایر و زیارتگاه عموم می باشد.»( آثار تاریخی طهران.ج1،235)

 

بقعه علی بن محمد ملقب به قاضی صابر

مرحوم سید محمد تقی مصطفوی درباره این مرقد می نویسد:

باغ وقفی میرزا یوسف مستوفی الممالک صدر اعظم معروف ناصر الدین شاه در ونک مشهور است(مکان فعلی دانشگاه الزهراء). این باغ وسیع و مشجر درختان چنار فراوان که اغلب مانند هفت چنار ، هر چند عدد آنها از تنه و ریشه درخت چنار کهن سر بر آورده است و درختان توت متعدد و سایر اشجار متعدد میوه دار و سایه دار خود همیشه یکی از بهترین محلهای آسایش مردم تهران بوده و هست و تا هنگامی که راه احداثی میرزا یوسف مستوفی الممالک از شهر به ونک مورد استفاده زائرین امامزاده داوود(ع) و مسافرین فره زاد بود طبقه متدین و کاسب کار تهران در باغ مزبودر شبها و روزها توقف و از نیت خیر واقف به نحو احسن استفاده می نمودندو اکنون که اتوبوسهای فره زاد و راه زوار امامزاده داوود از ونک نیست باغ مزبور بیشتر مورد استفاده زنان و فرزندان و کسان افسران کارخانه شماره 5 که در ونک قرار دارد بوده خانواده های متجدد در کنار خانواده های مقید و محدود در روزهای گرم تابستان و مخصوصاً ایام تعطیل از فضا و صفای این باغ استفاده می نمایند(ستوده،1371: 854-855).

در داخل باغ وقفی مزبور حیاط محصوری با کتیبه های بسیار مفصل و عالی از سنگ مرمر و آثار هنری شیوا وجود دارد که مدفن میرزا یوسف مستوفی الممالک و فرزندش حسن مستوفی و دیگر اعضای خاندان مستوفی در اطاقهای جنوبی این حیاط واقع می باشد و شرح آثار و نوشته های این بنا از موضوع مقاله ما خارج بوده در چاپ رساله جداگانه که انجمن محترم آثار ملی از مجموع این مقالات با اطلاعات و تحقیقات و توضیحات بیشتر خواسته اند نگارنده امیدوار است توفیق حاصل نماید شرح این قسمت را آن طور که مناسب باشد به عرض خوانندگان علاقه مند عزیز برساند. در وسط ضلع جنوبی باغ کنار خیابان باریک قدیمی شرقی و غربی قریه  ونک بقعه آباد و زیبایی وجود دارد که هنگام آباد نمودن باغ و احداث ساختمانهای آنجا به وسیله میرزا یوسف مستوفی ساخته شده است و چون وی شخص هنر دوست و دانش پروری بوده نوشته های بسیار مفید و قابل توجهی بر روی سنگ مرمر مرقد امامزاده مرقوم رفته است که در سطور آینده مذکور می گردد(ستوده،1371: 855).

وضع بقعه از خارج بنایی است هشت ضلعی که مدخل آن در ضلع جنوبی بقعه به وسیله دهلیزی کوچک و چهار گوش به خیابان خارج باغ وقفی ونک مربوط می گردد و از دهلیز مزبور دری هم به داخل باز می شود. داخل بقعه به صورت حرم هشت ضلعی شیوایی است که به استثناء دو ضلع طرفین مدخل به حرم، شش ضلع دیگر آن شاه نشینهای متناسبی دارد. حرم و شاه نشینها مفروش و به صورت آبرومندی نگهداری می شود ضریح چوبی به سبک معروف به جعفری به طول 20/2 متر و عرض 78/1 متر و 83/1 متر در وسط حرم قراردارد. داخل ضریح سنگ مرقدی از مرمر به طول 48/1 متر عرض 06/1 متر و ارتفاع 67/0 متر ترتیب داده اند که یکی از نمونه های خوب هنر و صنعت حجاری زمان ناصر الدین شاه به شمار    می رود و بر سطح فوقانی آن اشعار و کتیبه هایی به شرح ذیل مرقوم رفته است :

« طوبی من اصبر بقضاء الله. تین مرقد منور و تربت مطهر امامزاده ذوالمفاخر حضرت ابوالقاسم علی بن محمد معروف به قاضی صابر است که ده واسطه نسبت وی منتهی به حضرت علی بن الحسین علیه السلام می شود و سال هشتصد و کسری است این در مکنون در زاویه قریه ونک مدفون است الان که جناب جلالت مآب اجل افخم اکرم آقا دام اقباله(یعنی میرزا یوسف مستوفی) این حدود می باشند بعد از بنای این بقعه رفیعه مقرر فرمودند این بر سطور( بر، در اینجا زائد بنظر می رسد) بر لوح صفحه این مزار فیض منظور مرقوم گردد».

از کلمات امامزاده قاضی صابر که ماده تاریخ بنا است رقم 1303 به دست می آید. نسبت امامزاده که روی سنگ مرقد به شرح سابق الذکر مرقوم گشته است در زیارت نامه یک جا علی بن محمد المکنی با بی القاسم و الملقب بالقاضی صابر و المعروف بالسید السند النسا به معرفی شده در جای دیگر یا علی بن الحسین الاصغر ابن الامام علی بن الحسین زین العابدین ذکر گردیده است(ستوده،1371: 854 و 855).

امامزاده عین علی و زین علی  در ونک

مرحوم محمد تقی مصطفوی درباره این امامزادگان می نویسد;

 به مساحت تقریبی سه کیلومتری مغرب قریه ونک در امتداد رودخانه فره زاد و قریب 2 کیلومتری جنوب آبادی بسیار قدیمی مزبور قریه پونک واقع شده است که در ملکیت خانواده عبدالحسین میرزای فرمانفرما باقی می باشد.

در این قریه هم مانند قریه ونک باغ وقفی با درختان چنار و آب جاری برای آسایش و توقف زائرین و واردین وجود دارد منتها وسعت باغ و تعداد درختان آن البته کمتر بوده به خلاف باغ ونک چندان توجه و مراقبتی هم از آن نمی شود و در روزهای تعطیل مخصوصاً فصل تابستان ، خانواده های متعدد و متنوع از شهر تهران به سایه درختان و هوای خنک و کنار جویبار این باغ رو می آورند و ساعاتی را به خوشی می گذرانند و زائرین زیادی هم از قراء مجاور به آنجا می روند(ستوده،1371: 861)

در جنوب شرقی این باغ وقفی مشرف به رودخانه ای که از فره زاد به پونک می آید بقعه ای به نام امامزاده عین علی و زین علی وجود دارد بقعه مزبور از خارج 8 ضلعی و از داخل مربع است و از سمت مشرق ایوانی رو به طرف رودخانه جلو بقعه افزوده اند و قرینه آن هم از طرف مغرب مسجدی کوچک تعبیه نموده اند. اصل بقعه هشت ضلعی به نظر می رسد از آثار زمان فتحعلی شاه قاجار باشد که ایوان و مسجد مذکور بعداً ( شاید در عهد ناصر الدین شاه) بر طرفین آن الحاق گردیده است. داخل بقعه که مشتمل بر حرم چهار ضلعی است به طول و عرض تقریبی هر کدام چهار متر بوده ضری چهار ضلعی چوبی مشبک خوبی به طرز موسوم به جعفری دارد و بالای ضریح را نیز به صورت هرم مربع القاعده به طرز چهار دیوار ضریح آلت سازی نموده اند. در میان ضریح دو صورت قبر ساده کمی مرتفع قرار گرفته است(ستوده،1371: 861).

زیارتنامه بقعه دو صاحب مرقد را ابنی علی بن الحسین معرفی می نماید . دو سال و نیم پیش وضع بقعه خوب نبود، دو سال و نیم قبل داخل آن را تعمیر کرده درون حرم را به رنگ و روغن مناسب نقاشی نموده ضریح را روغن کرچک زده اند و کف حرم را با موزائیکهای سیمانی پوشانده اند و به جای زیارتنامه های مندرس سابق و نقوش چاپی پاره، اوراق اشکال مذهبی تمیز و نظیف با زیارتنامه های خوبی در آن گذارده اند.

در کتاب المآثر و الاثار تالیف اعتماد االسلطنه در صفحه 69 ذکر بقعه دیگری به نام عین علی و زین علی هست که در آذربایگان واقع گشته و در سال 1281هجری به دست عزیز خان سردار کل بنا گردیده است (آثار تاریخی طهران. ج1،210 و 211)

حجت بلاغی درباره امامزاده عین علی و زین علی می نویسد:

«در کتاب تاریخ اولاد الاطهار تالیف سید محمدرضا طباطبائی تبریزی (چاپ تبریز، ص6-15) از احوال عون بن علی و زید بن علی مفصل بحث کرده است و می نویسد: آن دو بزرگوار فرزند ارجمند بلاواسطه جناب شاه ولایت می باشند که به اذن آن حضرت در عصر عمر بن خطاب به دارالسلطنه تبریز آمده اند و هید شده اند و در قله کوه سرخاب تبریز مدفونند.

راقم این کتاب (حجت بلاغی) گوید: از مقایسه مزبور معلوم می شود که اسم دو امامزاده پونک هم عون بن علی و زید بن علی می باشد و این دو اسم در زبان عوام عین علی و زین علی شده است و صاحب المآثرو الاثار- محمد حسن خان اعتماد السلطنه- هم متوجه آن نگردیده است(تاریخ قسمت شمالی تهران،127).

 

آسیاب گاو میشی

بر سر رته یوسف آباد به ونک

آسیاب گاو میشی آسیابی بود بر دست راست جاده یوسف آباد به ونک در دامن تپه که دره نسبته عمیقی در مقابل آن از شمال به جنوب کشیده شده بود که داخل این دره به علت نفوذ آب آسیاب زمین لش و سبزه زار شده بود.

عبد الله مستوفی درباره گاومیشهای حاجی میرزا آقاسی می نویسد:

حاج میرزا آقاسی بعد از مراجعت محمد شاه از جنگ هرات دانست که دیر یا زود باید بر سر تصرف هرات بجنگد. امروز محمد شاه ناخوش است، فردا جوانی به تخت خواهد نشست. قشون نان می خواهد و اسلحه. لذا هم خود را مصروف آباد کردن زمینهای غیر مزروع کرد و هر جا آهن و سرب و قلع و روی گیر می  آورد جمع می کرد و از آنها توپ می ریخت و برای سوراخ کردن آن از قوت گاو میش استفاده می کرد و این گاومیشها بقدری نزد او عزیز بوده اند که اگر غفله به جائی می رفتند، کسی جرات جلوگیری نداشت. امروز برای اشخاصی که بی ملاحظه به جایی وارد شوند. می گویند گاو حاجی میرزا آقاسی(زندگانی من.ج1،65. به نقل از تاریخ عمومی تهران).

از آنجا که این آسیاب در اراضی عباس آباد بوده و خود حاجی میرزا آقاسی هم در عباس آّاد گاو میش نگاه می داشته، بعید نیست که به علت آمد و رفت گاومیشها به این آسیاب آن را آسیاب گاومیشی خوانده اند و العلم عند اله.

قلعه ارامنه= ونک ارامنه

در شمال یوسف آباد و جنوب اوین

قلعه ارامنه ونک در شرق ونک مسلمانهاست. این قلعه در دامنه و آبش از قنات و در بهار از آب بهاره رودخانه اوین استفاده می کند. محصولش غلات و سبزیهاست.

ارامنه در اینجا گورستان وسیعی دارند که در شرق دهکده ونک و در بخش قلعه ارمنی نشین قرار دارد.

حدود و مشخصات قلعه ارامنه ونک:

 بنای قلعه در مشرق ونک است . یک رشته قنات دارد که آب آن بسیار گوارا است. اهالی بیشتر به زراعت مشغولند و محصولات آن غلات و حبوبات است. جمعیت آن 133 مرد و 97 زن است. یک دبستان مخصوص از طرف وزارت فرهنگ در قلعه دایر گردیده است (ستوده، 1371: 867).

 

باغ مقبره و دانشگاه الزهرا کنونی:

بعد از تاسیس باغ مستوفی الممالک در این محله وی برای خودش و برای پدرش مقبره ای ساخت.مکان این مقبره در باغی قرار داشت که بعدها باغ مقبره نامیده شد. مستوفی الممالک در زمان حیاتش بخش قابل توجهی از این املاک را وقف نمود و این باغ نیز شد(مصاحبه با ونکی، 1388).

در آن  دوره مردم از تهران و سایر شهرها به این باغ می آمدند و به صورت ییلاقی و گذری از آن بهره مند می شدند اغلب کسانی که به این باغ می آمدند قصد سفر به فره زاد و یا امامزاده داود را داشتند. در واقع این باغ برای آنها حکم مکانی جهت استراحت داشت تا بتوانند ادامه مسیر دهند(مصاحبه با ونکی، 1388).

در رابطه با اینکه چگون این باغ تبدیل به آموزگاه دخترانه شده است اشاره شده است که:

در رژیم سابق شاه معدوم که جهت افتتاح سه مکان شهرک غرب، بولینگ و کارخانه شماره 5 از این مکان عبور می کرد به خواست مردم به ونک آمده و از تنها مدرسه ونک که مدرسه ای متروکه بود دیدن نمود در آن مان دستور داد که باغ مقبره تبدیل به مدرسه شو. اشاره شده است که باغ مقبره مستوفی، وقف مدرسه دخترانه شده است(مصاحبه با ونکی، 1388).

 

 

 


  محله ونک از شمال به بزرگراه چمران و خیابان سئول از جنوب به بزرگراه همت از شرق به خیابانهای شیخ بهائی و سئول و از غرب به بزرگراه چمران منتهی میشود 
 

محله ونک

جمعیت کل

محله

21319

جمعیت خانوار

محله

7150

 جمعیت مردان

محله

10124

 جمعیت  زنان

محله

11184

 جمعیت شاغل

محله

15058

 جمعیت بیکار

محله

777

 جمعیت با سواد

محله

19429

 جمعیت  بی سواد

محله

832

مساحت  (هکتار)

محله

235